حمزه کمالی /دانشجو رشته الکتروتکنیک /افتخار دارم سورک را به جهانیان معرفی کنم از شما با زدید کننده عزیز میخواهم تا با نظرات خود مرا همیاری کنید. باتشکر سایت ( دهســـــــــــــــــــتان ســــــــــورک)
-->-->-->
-->-->-->
-->-->-->
-->-->--> ØxadÙx85زÙx87 Ú©Ùx85اÙx84Ûx8c داÙx86شجÙx88 رشتÙx87 اÙx84کترÙx88تکÙx86Ûx8cÚ© Ùx85ØxadÙx84 تبÙx84Ûx8cغات Ø´Ùx85ا براÛx8c کسب اطÙx84اعات بÛx8cشتر Ú©Ùx84Ûx8cÚ© Ú©Ùx86Ûx8cدروزی مردی برای خود خانه ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی
بزرگ با درختان میوه داشت. در همسایگی او خانه ای قدیمی بود
که صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می کرد اوقات او را تلخ
کند و با گذاشتن زباله کنار خانه اش و ریختن آشغال آزارش
می داد .یک روز صبح خوشحال از خواب برخاست و همین که به
ایوان رفت دید یک سطل پر از زباله در ایوان است . سطل را تمیز
کرد ، برق انداخت و آن را از میوه های تازه و رسیده حیاط خود
پر کرد تا برای همسایه ببرد .وقتی همسایه صدای در زدن او را
شنید خوشحال شد و پیش خود فکر کرد این بار دیگر برای دعوا
آمده است . وقتی در را باز کرد مرد به او یک سطل پر از میوه
های تازه و رسیده داد و گفت : " هر کس آن چیزی را با دیگری
قسمت می کند که از آن بیشتر دارد . "
برچسب:
نویسنده: حــــمــــزه کــــمــــــالـــــــــــــی